تازه ترین خبــرها
دکتر حسین صافی زاده به سمت جانشین سرپرست دانشگاه منصوب شد
بازدید تیم نظارت عالی مرکز بهداشت بردسیر از مرکز خدمات جامع سلامت لاله زار
برگزاری کارگاه آموزشی کنترل دخانیات در مرکز بهداشت بردسیر
پیام تبریک سرپرست دانشگاه علوم پزشکی کرمان به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید
فرا رسیدن ماه محرم و ایام سوگواری ابا عبدالله الحسین(ع) تسلیت باد
برگزاری جشن روز بهورز در شهرستان رابر
عملیات ساخت مرکز درمانی بیماران سرطانی در بیمارستان افضلی پور
فرا رسیدن ماه محرم و ایام سوگواری ابا عبدالله الحسین(ع) تسلیت باد
عیادت دارنده مدال طلای پارا المپیک از کودکان بستری در بخش آنکولوژی افضلی پور
بازدید معاون وزیر و معاون استاندار کرمان از بخش های بیمارستان افضلی پور کرمان
هفته دفاع مقدس گرامی باد
همایش بین المللی تغییرات اقلیمی و نظام سلامت
5 تا 10 درصد موارد درد قفسه سینه کودکان مربوط به مشکلات قلبی است
جلسه شورای بسیج ادارات شهرستان زرند در شبکه بهداشت و درمان برگزار شد
برگزاری جلسه شورای سلامت و امنیت غذایی در شهرستان زرند
امام حسین (ع) : هر که خدا را ، آن‌گونه که سزاوار اوست ، بندگی کند ، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا کند.
وداع کارکنان دانشگاه علوم پزشکی کرمان با جانباز شهید احمد رئیسی
اماکن تاریخی و طبیعت اطراف کرمان
اولین یادواره شهید حمید ادیبی برگزار شد+تصاویر
شهید حمید ادیبی از گمنامی تا....+تصویر شهید
افتتاحیه کنگره بین المللی انگل شناسی
ما بر تمامی احوال واخبار شما اگاه وآشنائیم وچیزی از شما نزد ما پنهان نیست.حضرت ولی عصر (عج)
متن کامل خبــر
کد خبر: 1871 | تاریخ وقوع: 1391/08/05 | تاریخ انتشار: 1391/08/05 | 9:11 AM | بازدید: 9067    


نگاهی به زندگی پزشک شهیده عزت الملوک کاووسی
مرضیه وحید دستجردی در توضیح آشنایی و دوستی خود با شهید عزت‌الملوک کاووسی اظهار داشت: ما خیلی با هم دوست و رفیق بودیم، شهید عزت‌الملوک کاووسی دانشجویی سال دوم پزشکی بود و یک تا دو سال پایین‌تر از بنده تحصیل می‌کرد ولی همیشه با همدیگر بودیم.هر روز چادرش را سر می‌کرد و برای رسیدگی به مردم محروم اقدام می‌کرد زیرا می‌گفت امام (ره) دستور داده‌اند که به مردم رسیدگی شود.

  مرضیه وحید دستجردی در توضیح آشنایی و دوستی خود با شهید عزت‌الملوک کاووسی اظهار داشت: ما خیلی با هم دوست و رفیق بودیم، شهید عزت‌الملوک کاووسی دانشجویی سال دوم پزشکی بود و یک تا دو سال پایین‌تر از بنده تحصیل می‌کرد ولی همیشه با همدیگر بودیم.

 

وی افزود: این شهید هر روز چادرش را سر می‌کرد و برای رسیدگی به مردم محروم اقدام می‌کرد زیرا می‌گفت امام (ره) دستور داده‌اند که به مردم رسیدگی شود.

وزیر اسبق بهداشت ادامه داد: این مسائل در زمانی بود که به هر حال مشکلات عدیده‌ای در کشور از جمله فقدان نفت و عدم رسیدگی مناسب در زمینه امور مردم وجود داشت.

وحید دستجردی افزود: یادم می‌آید که با او برای حضور در جلسات، برنامه‌ها و سرکشی‌ها اقدام می‌کردیم.

وی بیان داشت: آن زمان چون دانشجو بودیم، هر وقت که سفره‌ای را پهن می‌کردیم که مثلاً نانی بخوریم دوستان کناره‌های دور ریز نان را جدا می‌کردند و از کناره‌های نان را استفاده می‌کرد و می‌گفت امام (ره) دستور داده‌اند که باید جهاد سازندگی کنیم، زیرا آن زمان گندم ارزش بسیاری برای کشور داشت.

وزیر اسبق بهداشت خاطرنشان کرد: آن زمان که امام (ره) دستور جهاد سازندگی را داده بودند، شهید عزت‌الملوک کاووسی می‌گفت باید بر این اساس کار انجام دهیم و خودمان باید در منازلمان بعضی از چیزها را تولید و تهیه کنیم مثلاً سیب‌زمینی بکاریم تا اگر زمانی مشکلات بیشتری رخ داد و کشور دچار تحریم شد بتوانیم روی پای خود بایستیم.

بشهید عزت الملوک کاووسی در روز 22 بهمن 1357 در حال کمک رسانی به مجروحان به شهادت رسید و طبق وصیتنامه‌اش، درخواست کرده بود تا در محل حضور امام (ره) پس از بازگشت به ایران در محوطه بیمارستان امام خمینی(ره) دفن شود و در حال حاضر نیز مزار این شهید در این بیمارستان قرار دارد.

 

 شهید عزت‌الملوک کاووسی ملکی به صورت انسانی و فرشته‌ای در لباس بشر بود. این دوشیزه معصوم و فرشته خصال، دانشجوی پزشکی در تمام طول سال‌های تحصیلش شاگردممتاز بود و بنا به گفته یکی از استادانش آقای دکتر مصطفوی حتی یک نوبت هم غیبت نداشت و در امتحانات در بین 121 نفر مقام اول را به دست‌ آورد و مرا بر آن داشت که جایزه‌ای برای او در نظر بگیرم. ایشان می‌گویند: شهید عزت‌الملوک کاووسی همچنان که از نظر علمی مظهر کاملی از اخلاق پزشکی بود، عملا هم نشان داد که از حیث فداکاری در راه انجام وظیفه مقدس پزشکی حتی از جانبازی هم دریغ ندارد. توضیح آنکه در غوغای انقلاب برای نجات جان مجروحان سر از پا نمی‌شناخت و در زیر آتشبار تفنگ و گلوله بدون اندک ترس از کشته شدن، عده زیادی از زخمی‌ها را نجات داد ولی هنگامی که یکی از مجروحان را داخل آمبولانس می‌گذاشت گلوله‌ای از تبار ظلم بدن نازنینش را هدف گرفت و روح معصوم این شهید راه حق به ملکوت اعلی راه یافت و همدم فرشتگان آسمان گردید. کسی که با خروش توفنده خویش و با فریادی به بلندای آسمان و با عزمی به استواری کوه‌ها و با خونی به سرخی خون شهیدان صدر اسلام به لقاءاله شتافت .
رزمنده‌ای که به سزاواری شهید بد و هم پای لاله‌های نورسی که شهامت آن را داشت که آتش گلوله‌های امریکایی شاه را در پرپر خویش خاکستر کند

 

 


شهید عزت‌الملوک کاووسی در سال 1337 در مشهد به دنیا آمد، پس از اتمام تحصیلات دوران ابتدایی همراه با خانواده به تهران آمد و در دبیرستان‌های دکتر فاطمه سیاح، کاخ و هدف دوران متوسطه را طی نمود تا اینکه در همان سال در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد. او از همان کودکی به یاد خدا بود و در میان مردم، آنهایی که شیرینی مؤانست با قرآن و نهج‌البلاغه را چشیده‌اند و آنها که در نیمه‌های شب به عشق خدا گریسته‌اند و طعم زندگی را در دستگیری محرومان و در کنار زاغه‌نشینان و چادرنشینان جنوب شهر دانسته‌اند و سرانجام در 22 بهمن سال 1357 اوج انقلاب خونین امتمان از قفس پرید و چون قطره‌ای به دریای شهیدان پیوست و او که سال‌ها آرزوی پرواز با ملکوتیان را داشت، مشتاقانه پر کشید و به اعلاعلین پیوست و آرامگاه ابدیش در صحن بیمارستان امام خمینی می‌‌باشد .
 
به راستی که چه زیباست پرواز کبوتری زندانی که میله‌های قفس را در هم شکسته است و چه شکوهمند است اوج انسانی که در سیرش به سوی خدا به آخرین منزل صعودیش گام نهاده باشد. شهادت لیاقت می‌خواهد و توفیق شهید مجاهدی است که در بزرگ‌ترین و طاقت‌فرساترین امتحان الهی شرکت جسته و تا آخرین لحظات زندگی، پیروز و سرافراز به در آمده است، شهید دلباخته‌ای است که تمامی وجود و مایملکش را تنها از معشوق می‌داند، از خدا و خود را در بازگشت به سوی او می‌بیند و خدا این معشوق تمامی عاشقان و این اله تمامی سرگردانان و مالک تمامی ملوک‌های صلوات خویش را و رحمتش را بر این شهید، این پاکباخته و این عاشق می‌فرستد .
شهید عزت‌الملوک کاووسی از کودکی پرکار و متفکر بود. زیاد مطالعه می‌کرد، از صبح تا پاس از شب مشغول تحقیق و مطالعه بود. در دوران دبیرستان که خویشتن را شناخت و راهش را یافت و مذهب را تنها راه نیل به هدفش دید با مطالعه کتاب‌های معلم شهید دکتر علی شریعتی با اسلام انقلابی آشنا شد. تاریخ، فلسفه، ‌قرآن، نهج‌البلاغه و حتی داستان‌های انقلابی و بیداری ملت‌ها را به طور منظم می‌خواند، درس‌های استاد شهید مطهری و نوارهای تفسیر قرآن را به دقت مطالعه می‌کرد و یادداشت بر می‌داشت، تفکر در آیات قرآن و حفظ آنها و کار تحقیقی روی نهج‌البلاغه را مشتاقانه انجام می‌داد و به هر منبر و مجلس و مسجدی سر‌ می زد و از هرجا بهره‌ای می‌جست ولی هیچ چیز او را قانع و راضی نمی‌کرد و تمامی ابعاد وجودش را پر نمی‌کرد .
 
دقت، نکته‌بینی و سنجش هوشیاری، شجاعت و تواضع و پرکاری از خصوصیات برجسته‌ او بود. او نه تنها برای شناخت اسلام اصیل مطالعه‌ای بنیادی داشت بلکه کار و فعالیت و عشق و عطوفت در برنامه زندگی‌اش جای خاص خود را داشت . عشق به محرومین و کمک به بینوایان او را به دورافتاده‌ترین و محروم‌ترین محله‌های شهر می‌کشاند. بچه‌های بی‌کس و تنهای پرورشگاه به مردم محروم جنوب شهر، زاغه‌نشینان و چادرنشین‌های حلبی‌آباد و کارگران کوره پزخانه‌های جنوب شهر به خواهران و برادران فلج و محروم در گوشه و کنار شهر همگی خوب می‌دانستند که شهید کاووسی دمی از اید و کارشان غافل نبود. برایشان کتاب می‌خواند. به آنها درس می‌داد و معلولین را حمام می‌کرد و با هزینه دانشکده و پولی که از خانواده می‌گرفت به آنها کمک می‌کرد و بیماران را خرج خودش نزد پزشکان متخصص می‌آورد .
او بود که به دردشان می‌رسید گریه‌اش قطرات اشکش با دیدن محرومان سرازیر می‌شد. زمستان‌ها به کرج می‌رفت و در آنجا درس قرآن می‌داد و در میدان غار و جوادیه کتابخانه درست کرده بود و کلاس‌های نهضت تشکیل داده تدریس کمک‌های اولیه نیز می‌نمود. روزی کودکی فلج که از بیمارستان شفایحیایان به علت نداشتن هزینه بیمارستان کنار خیابان گذاشته بودند، پیدا کرد. برایش مسافرخانه گرفت و هر روز به او سر می‌زد و برایش آذوقه می برد و یکروز در میان او را به کول می گرفت و از پله های مسافرتخانه با زبان روزه در ظهر تابستان پایین می‌آورد و به همان بیمارستانی که آن پسر را بیرون کرده بودند برای فیزیوتراپی می‌برد تا اینکه پس از مدتی برایش ویلچر گرفت. او را به کارگاه کورس در شهر ری منتقل کرد و به او درس داد تا گواهینامه گرفت. اینها و دهه‌ها نمونه دیگر از فعالیت‌های شبانه‌روزی او بود. به زبان انگلیسی و عربی مسلط بود. کتاب‌های ابوعلی‌سینا را که به زبان عربی بود، مطالعه می‌کرد.آن همه را تنها و تنها به عشق خدا و برای رضای او انجام می‌داد . برای او هدف خدا بود و بس. به خوبی می‌دانست که وظیفه‌اش به عنوان یک خواهر، یک انسان و از همه مهم‌تر به عنوان یک مسلمان چیست .
او ارزش خویش را شناخته بود و دریافته بود که چگونه باید از این همه استعدادها و نعمت‌هایی که خدا در وجودش نهاده است حداکثر استفاده را بنماید. جسم و جان خویش را امانتی گرانبها می‌دانست که خدا چند روزی به دست او سپرده و او می‌باید این امانت را سالم و طاهر به وی بازگرداند و سرانجام چه نیکو رسالت خویش را به انجام برد. با اوج‌گیری انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و بیداری مردم،‌ او دیگر سر از پا نمی‌شناخت، چشمان تیزبینش برق امیدی تازه یافته بود و احساس می‌کرد پیروزی نزدیک است، کلام امام داروی دردهای او و تسلی‌بخش قلبش بود. زمان به سرعت می‌گذشت و اکنون روزهای آخر فرا رسیده بود. پایه‌های پوشالی رژیم شاه هر روز سست و سست‌تر می‌شد . عاقبت زمان موعود رسید، مردم به خیابان‌ها کشیده شدند و عزت هم چون دیگر پاکبازان به میدان دوید و این بار گلوله‌ای از تبار طاغوت سینه فضا را شکافت و بر کتف او نشست و او پیراهن سفیدش را به خون سرخ و مطهرش آذین کرد تا جشن پیروزی انقلاب را فریاد کرده باشد .
 
درود بر زنانی که بر پا دارنده سرود آزادی بودند. و اکنون این خواهر و برادر، بر ماست که خویشتن خویش را بشناسیم و دریابیم که راهمان چه طولانی مسئولیتمان چه سنگین و آرمان‌هایمان چه والاست، باید خداگونه شویم و خلیفه‌الله در زمین باشیم. وقتی سخنان کوبنده بیدارگر شهید کاووسی را خطاب به دانشجویانی که در روز عزای عمومی، کلاس را ترک نمی‌کردند به خاطر می‌آوریم می‌فهمیم که مسئولیتمان چه سنگین است، فریاد او این بود که «من متعجبم که لااله‌الاالله گفته‌اید چگونه حاضر می‌شوید دستور غیر خدا را اجرا کنید آیا این بدین معنا نیست که شما ارزش فرمانده‌تان را بیشتر از خدا می‌دانید. امروز شرکت در کلاس زیر پا گذاشتن فرمان خدای عزیز است و پیروی از فرمان طاغوت که در لااله‌الاالله نفی‌اش نموده‌ایم
بیدار باشیم که آنی انتظار شهید است و اگر کلمه‌ توحید را بر زبان راندیم تنها خدا بپرستیم .
خداوندا انقلاب اسلامی‌مان را که دستاورد خون‌های پاک چنین شهیدانی است از گزند حوادث و از دست‌اندازی‌ تجاوزگران مصون بدار .

 

 

 

 

 

 

 

 

 
برچسب ها: شهید
نظرات کاربــران:

 
علی | 1394/06/09
2
2
یاد شهدا و امام شهدا همواره مدنظرمان باشد.تا خداوندازتک تک. ما راضی باشد.
حسینی اطهر | 1394/05/25
1
3
شهادت زیبنده چنین کسانیاست روهش شاد راهش پر رهرو
lملیحه-م | 1394/04/23
0
4
باسلام بسیار منقلب شدم وبه خودم می بالم که ایرانیم و به چنین عزیزانی افتخار می کنم
م ه | 1393/07/16
3
2
استفاده کردم
باران | 1392/11/08
0
6
ایشان باعث افتخار ایرانیانند
مژگان م | 1392/05/22
2
8
چه می توان گفت. زبان از شرح ایثار این شیر زنان قاصر است. روحشان شاد و راهشان پر رهرو
محمد-ف | 1392/01/10
2
9
خوشحالم واقعا.من دارم يك پزشك مي شوم .وقتي اينقدر نامردمي از پزشكان ميبينم دلم ميگيرد اما وقتي ميبينم كه افرادي همچون اين شهيده محترم حرفه ي مقدس پزشكي را با ايثار خود به اوج رساندند نور اميد در دلم پيدا ميشود و اميدوار ميشوم كه شايد من هم بتوانم روزي جا پاي اين عزيزان بگذارم! آرزوي آخر من در حرفه مقدس پزشكي پول و خوشي و... نيست .من ميخواهم شهيد شوم! آمين!
علی - ر | 1391/08/16
2
7
با عرض سلام وخسته نباشید من هم ازخداوند عزیز برای این شهیده عزیزوشهیدان اسلام علو درجات را مسئلت می نمایم. از اینکه اینگونه افراد را برای ما معرفی می کنید ومقداری از زندگی با ارزشان را برای ما تشریح می کنید خیلی خیلی متشکرم.خواهش می کنم اینگونه پست ها را بیشتر قرار دهید تا ما بدانیم وبفهمیم که خون این شهیدان عزیز است که ایران اسلامی را سربلند وسرافرازکرده است. التماس دعا

نام:
ایمیل:  
نظر:
    عدد فــوق را در کــادر ذیــل وارد نمــائید
طراحی، اجرا و پشتیبانی : karamoozian.ir